السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
257
تفسير الميزان ( فارسي )
پس عقلا هم هر چند مدح و ذم فاعل را به محض صدور فعل از فاعل به كار مىزنند ، و ليكن بقاى آن دو را مشروط به اين مىدانند كه فاعل عملى بر خلاف آنچه كرده بود نكند ، و تنها كسى را مستحق مدح ابدى و يا مذمت هميشگى مىدانند ، كه يقين كنند وضع او عوض نمىشود ، و اين يقين وقتى حاصل مىشود كه فاعل دستش از عمل كوتاه شود ، يا به اينكه بميرد و يا حد اقل ديگر استعداد زنده ماندن نداشته باشد ، چنين كسى را اگر فاعل عمل نيكى بوده مستحق ستايش دائمى ، و اگر مرتكب جنايتى شده سزاوار مذمت دائمى مىدانند . از اينجا معلوم شد كه همه آن اقوالى كه در مسائل نامبرده نقل كرديم ، اقوالى باطل و منحرف از حق بود ، براى اينكه بناى بحث را بر اساسى گذاشته بودند كه اساسى و درست نبود . و معلوم شد كه اولا حق مطلب اين است كه انسان به مجرد اينكه عملى را انجام داد مستحق ثواب و يا عقاب مىشود ، و ليكن اين استحقاقش دائمى نيست ، ممكن است دستخوش دگرگونى بشود ، و وقتى از معرض دگرگونى در مىآيد كه ديگر عملى از او صادر نشود ، يعنى بميرد . و ثانيا در مساله حبط شدن به وسيله كفر و امثال آن ، حق اين است كه حبط هم نظير استحقاق اجر است ، كه به مجرد ارتكاب گناه مىآيد ، ولى همواره در معرض دگرگونى هست تا روزى كه صاحبش بميرد ، آن وقت يك طرفى مىشود . و ثالثا حبط همانطور كه در اعمال اخروى هست در اعمال دنيوى هم جريان مىيابد . و رابعا فرض تحابط يعنى حبط طرفينى در اعمال ، و اينكه يك عمل عمل ديگر را حبط كند ، و دومى هم اولى را حبط كند ، فرضيه اى است باطل ، به خلاف تكفير و امثال آن . گفتارى پيرامون احكام اعمال از حيث جزا يكى از احكام اعمال آدمى اين است كه پاره اى از گناهان حسنات دنيا و آخرت را حبط مىكند ، مانند ارتداد كه آيه شريفه : « * ( وَمَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِه فَيَمُتْ وَهُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَالآخِرَةِ ) * . . . » آن را باعث حبط اعمال در دنيا و آخرت معرفى كرده ، و يكى ديگر كفر است كفر به آيات خدا و عناد به خرج دادن نسبت به آنكه آن نيز به حكم آيه : « إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّه وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ ، وَيَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ ، أُولئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَالآخِرَةِ » « 1 » باعث حبط اعمال در
--> ( 1 ) سوره آل عمران آيه 32 ( كه ترجمه اش در همين نزديكىها گذشت )